یونایتد فنز، وبسایت هواداری تیم منچستریونایتد

منچستریونایتد منچستریونایتد 1 0 کوپنهاگن کوپنهاگن
صعود به نیمه نهایی با تک گل برونو
0
یونایتدفنز سر الکس فرگوسن پیش از آن ضربه معروف به کانتونا چه گفت؟

سر الکس فرگوسن پیش از آن ضربه معروف به کانتونا چه گفت؟

کد خبر : 6153  |   زمان ارسال : سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹  |   نویسنده : محمد محمدی شوره  |   بازدید : 983
سر الکس فرگوسن پیش از آن ضربه معروف به کانتونا چه گفت؟
یک دیدار نه چندان مهم یونایتد و پالاس تبدیل به سر تیتر خبرها شد.

یونایتد فنز- بعد از انتشار کتاب جدید وین بارتون با عنوان " کینگ اریک- نمایی از هنرمندی که فوتبال انگلیس را تغییر داد" ما بخش هایی از این کتاب جالب را مورد بررسی قرار خواهیم داد. نخستین بخش مورد بررسی ما به ضربه نامتعارف اریک کانتونا در دیدار مقابل پالاس اختصاص دارد.

 

واقعه غیر متعارف و عجیب اتفاق افتاده در 25 ژانویه 1995 حاکی از آن بود هر کسی راجع به آن نظری دارد و میخواهد درباره اش حرف بزند و آن را ثبت و ضبط کند. تساوی 1-1 نه چندان مهم در جنوب لندن با این اتفاق تبدیل به یکی از پر اتفاق ترین بازی های لیگ برتر شد که بسیار درباره آن نوشته شد.

 

بازی در ابتدا از همان الگوی بازی های خارج از خانه یونایتد در سال گذشته یا قبل تر پیروی کرد. وقتی سرمربی وقت پالاس، آلن اسمیت در سال 2015 با شبکه بی بی سی مصاحبه کرد به نظر می رسید از این اتفاق عجیب و غریب شوکه شده و با حالتی پر از ترس می گفت:

آن چیزی که به وضوح برایم جالب و عجیب بود، این بود که یونایتد آن شب کاملا با نمای سیاه بازی می کرد. هیچ کدام از آن ها صورت خود را نتراشیده بودند و تیمی کاملا ترسناک به نظر می رسیدند. با خودم فکر می کردم آن غروب بسیار طولانی خواهد گذشت.

 

گری پالیستر هم چنین حسی داشت. یونایتد دفعات بسیاری این گونه به نظر رسیده بود.

 

او گفت:

در سراسر کشور اریک همواره هدف شماره یک برای هواداران بود. این فقط بازیکنان نبودند که سعی می کردند او را آزار دهند بلکه هواداران هم هر جا که می توانستد از این امر دریغ نمی کردند. برخی از توهین هایی که سایرین به او کردند وحشتناک بودند. اریک تمام خشم خود را جمع کرد و آن شب در آن ضربه آن ها را خالی کرد.

 

هجومی بازی کردن پالاس تا پیش از ایجاد وقفه به این تیم کمک کرده بود تا روند بازی را بهتر در دست داشته باشد. آلن اسمیت مدافع خود ریچارد شاو را مامور مهار اریک کانتونا کرده بود. او درباره این تصمیم خود افزود:

روحیات شاو مشابه اریک بود و او موهای فرفری داشت. دور تا دور صورت خود را با روغن وازلین چرب می کرد. او خوش تیپ ترین و متشخص ترین بازیکنی بود که در آن تیم پیدا می کردید اما در زمین بسیار ترسناک به نظر می رسید. واقعا برای مهار کانتونا فرد مناسبی بود.

 

هم چنین اسمیت ادامه داد:

اگر شاو را مامور مهار یک نفر می کردید، بی هیچ ترسی این کار را انجام می داد. هیچ حس دلسوزی خاصی نسبت به کانتونا ندارم. اریک فرد بزرگی است که کار های بزرگی انجام داده است اما آن جا ریچارد با خود فکر کرد که توپ در مرکز زمین است پس اتفاق خاصی نخواهد افتاد و به مصافش خواهم رفت.

 

در مصاحبه ای که برای این کتاب انجام شد، شاو داستان را از دید خودش برایم تعریف کرد. او به من گفت:

آمدن منچستر یونایتد به این شهر کوچک همیشه نقطه عطف فصل بود. آنها به تازگی اندی کول را به تیم افسانه ای خود اضافه کرده بودند. ما انتظار یک بازی سخت و فیزیکی را می کشیدیم اما با این جمله که ما برای قلع و قمع کردن آنها در هر جای زمین به میدان رفته بودیم مخالفم. من مجددا بازی را تماشا کردم و اصلا این گونه نبود. آیا ما کار را برای آنان سخت کرده بودیم؟ بله! برای کول و اریک این کار را کرده بودیم. کار مشابه را با گیگز و آندری کانچلسکیس کردیم. آن ها بازیکنان فوق العاده ای بودند و ما مجبور بودیم برای مهار این بازیکنان و تکنیک های ناب شان این کار ها را انجام دهیم.

 

وی ادامه داد:

بازی فشرده و با سرعت بالایی بود. یونایتد در تلاش برای قهرمانی در لیگ بود و ما در تلاش برای بقا در لیگ! این بازی مطابق انتظار ها رقابتی و جذاب بود. به ما گفته نشده بود که آن ها را بزنید. یارگیری بسیار خوبی بود و من از این بابت بسیار به آن افتخار می کردم. بازی مقابل بازیکنان فوق العاده و چالش های همراه آن را خیلی دوست داشتم. اتفاقی که افتاد از نظر من یک واقعه عادی در زمین فوتبال بود. اما اتفاقی که پس از آن افتاد اصلا طبیعی نبود اما همه چیز را تحت الشعاع خود قرار داد و واقعیت حادثه قبلی را تغییر داد.

 

واقعه ای که شاو به آن اشاره می کند بلا فاصله پس از وقفه بین دو نیمه اتفاق افتاد. بین دو نیمه سر الکس به اریک تاکید کرده بود که با مدافع مستقیم خود درگیر نشود. چهار دقیقه پس از نیمه دوم، شاو مجددا با کانتونا درگیر بود و ادی والش اعتقاد به خطا داشت اما داور بازی، آلن ویلکی دستور به ادامه بازی داد. چند ثانیه بعد توپ مجددا بین این دو بازیکن قرار گرفت و کانتونا فکر کرد حالا می تواند با شاو تسویه حساب شخصی کند.

 

این تسویه حساب به شکل یک ضربه فجیع درآمد. در میان سوت های ممتد هواداران، ویلکی چاره ای جز اخراج اریک نداشت. کلیو تیلدسلی در برنامه Match of The Day گفت: 

این واقعه سر تیتر خبری فردا صبح خواهد بود.

 

سر الکس می دانست این واقعه قطعا اتفاق خواهد افتاد. او در کتاب خود به نام اتو بیوگرافی گفت:

ناتوانی داور در مهار و جریمه تکل های بسیار بد دو مدافع مرکزی کریستال پالاس باعث بروز چنین اتفاقی شد. 

 

فرگوسن به خاطر می آورد که نورمن دیویس در میان خیل عظیم هواداران یونایتد، اریک کانتونا را تا رختکن همراهی کرد. بعد از آن سرمربی شیاطین سرخ مجبور شد مجددا تاکتیک جدیدی اتخاذ کند. برای چند لحظه و در حالی که هم تیمی های اریک به داور اعتراض می کردند، این مهاجم فرانسوی در زمین حضور داشت و بعد به سوی دیویس حرکت کرد و از زمین بیرون رفت.

 

چون رختکن های تیم ها در گوشه ورزشگاه سلهورست پارک قرار داشت، اریک و نورمن مجبور بودند 60 یارد کامل را برای خروج از زمین بپیمایند. آن ها در حال خروج از زمین بودند که ناگاه حواس اریک کانتونا معطوف به یک حادثه شد. متئو سیمونز، هوادار کریستال پالاس از صندلی خود برخاسته و از جایگاه به پایین آمده بود تا به ستاره یونایتد توهین کند. متئو در کنار دیگر هوادار پالاس کتی کرچمن ایستاده بود.

 

کرچمن به بی بی سی گفت:

همه چیز ناگهانی اتفاق افتاد. او زهر خود را ریخت و بعد هم به پشت سر خود نگاه کرد. اول فکر کردم اریک دارد به من نگاه می کند. اصلا نمی دانم سر و کله این آقا از کجا پیدا شد. قیافه کانتونا در آن لحظه وحشتاناک بود. چشم هایش داشت از کاسه در می آمد و شما متوجه می شدید که قصد انجام کار عجیب و احمقانه ای را دارد.

 

نورمن دیویس که در سال 2010 فوت کرد، کنار اریک کانتونا ایستاده بود و به مجله منچستر ایونینگ نیوز گفت:

شاید بیشترین تقصیر متوجه من باشد که نتوانستم پس از اخراج روحیه اریک را بالا نگه دارم. اما درباره آن اتفاق هیچ کاری از دست من ساخته نبود. او آنجا بود، عصبی خود و خود را خالی کرد و رفت! اما من هرگز برای اسکورت بازیکنان اخراجی در باشگاه استخدام نشده بودم. این کار یک اقدام داوطلبانه است چون برای بازیکنان اخراجی حس تاسف دارم. به آن ها نوشیدنی می دهم و درصورت درخواست آن ها با آنها صحبت می کنم ولی اریک بسیار بسیار سر سخت بود.

 

روی خط عرضی زمین نورمن تلاش کرد تا خشم کانتونا را بخواباند اما کار از کار گذشته بود. کانتونا به سمت سیمونز حرکت کرد و آن ضربه قیچی مانند را به سیمونز زد. پای کانتونا به سیمونز اصابت کرد و بدن این هوادار کریستال پالاس پس از برخورد تابلو های تبلیغاتی به شدت آسیب دید. بعد اریک ایستاد، آرام شد و به همراه دیویس و یکی از اعضای گارد حفاظت یونایتد به نام ند کلی از زمین بازی خارج شد.

 

کرچمن اضافه کرد:

اریک به آن طرف تابلوهای تبلیغاتی پرید و ضربه اش را زد. به یاد می آورم سیمونز روی پسر 15 ساله من افتاد و کفش کانتونا به پشت کت من برخورد کرد. همه به هم نگاه می کردند و می گفتند: اوه خدای من چه اتفاقی افتاد؟ تمام این ها در چند ثانیه رخ داد.

 

ریچارد شاو خاطر نشان کرد:

روی زمین نشسته بودم و به خاطر ضربه ای که به من وارد شده بود نگران سلامتی ام بودم. ناگهان آن صدا را شنیدم که سرم را به طرف تماشاچیان برگرداندم. دقیق ندیدم چه اتفاقی افتاد و در ادامه بازی هم حتی این حادثه برایم آن قدر مهم نبود که در ذهنم آن را مرور کنم. به رختکن رفتیم و مردم در حال صحبت درباره آن بودند. بعد من مانند سایر افراد عکس های این اتفاق را دیدم.

 

وی ادامه داد:

باید بگویم از این اتفاق شگفت زده شده بودم. شما در آن جو سنگین بازی می کنید و زیر آن فشار زیاد امکان دارد تحمل خود را از دست بدهید. به خاطر دارم جیمی کرگر در یک دیدار در ورزشگاه هایبری یک سکه را به سوی هوادار پرتاب کرد. این ها وقایع نادری هستند که زیاد در انگلیس نمی بینید.

 

الکس فرگوسن هیچ دیدی به ماجرا نداشت اما مارتین ادوارد دقیقا نظاره گر صحنه بود. ادوارد در این باره گفت:

از نمای دوربین کارگردان ها بسیار واضح پیدا بود. پس از برخورد اریک با مدافع حریف واضح بود که مجازات او کارت قرمز است. وقتی او در حال خروج از زمین بود، تعدادی از ما در حال نگاه کردن به بازیکنان بودیم و از آنچه که گفته شده بود متعجب بودیم.

 

وی ادامه داد:

اریک داشت زمین را ترک می کرد که ناگهان عصبی شده و با استفاده از ضربه ای که مخصوص ورزش کونگ فو است، به آن هوادار حمله ور شد. با خودم فکر می کردم چقدر بد! اریک کنترلش را از دست داد و عصبی شد. بعد از بازی به رختکن رفتیم و آن جا غرق در سکوت بود. حقیقتا همه بهت زده شده بودیم. فکر کنم حتی سر الکس هم چیزی به او نگفت.

 

منبع: MEN


برای ارسال نظر وارد شوید. وارد شوید ثبت نام کنید
تبلیغ تبلیغ
افتخارات باشگاه