خداحافظی با اد وودوارد داستان منچستریونایتد؛ جانشین او چه کسی خواهد بود؟

به مناسب قطع همکاری اد وودوارد با باشگاه، به بررسی نقش او در منچستریونایتد می‌پردازیم. سپس عملکرد وودوارد به عنوان مدیر اجرایی و گزینه‌های احتمالی جانشینی او را معرفی می‌کنیم.

اختصاصی یونایتدفنز- چندی پیش اعلام شد که اد وودوارد از باشگاه منچستریونایتد جدا خواهد شد. وودوارد تا پایان سال ۲۰۲۱ به عنوان مدیر اجرایی باشگاه حضور خواهد داشت اما برخی از خداحافظی او پس از تابستان جاری سخن می‌گویند. او هرگز در بین هواداران منچستریونایتد محبوب نبود. تقریباً بین تمام افراد اتفاق نظر وجود دارد که وودوارد از نظر کسب درآمد به باشگاه کمک زیادی کرد و از نظر فوتبالی تصمیمات اشتباهی گرفت.

زندگی شغلی اد وودوارد

«ادوارد گرت وودوارد» در سال ۱۹۹۳ در رشته فیزیک دانشگاه بریستول مشغول به تحصیل شد. او در سال‌های بعد توانست شرایط یک حسابدار را کسب کند و در این شغل فعالیت داشته باشد. اد در ابتدا در بخش مالی یک شرکت حضور داشت و بعداً به استخدام بانک J.P Morgan درآمد. ارتباط وودوارد با گلیزرها از سال ۲۰۰۵ آغاز شد؛ زمانی که گلیزرها با خرید باشگاه قصد وام گرفتن را داشتند. وودوارد در آن زمان با مشاوره‌های خود نقش پررنگی در این پروسه ایفا کرد. بدین ترتیب گلیزرها وودوارد را به باشگاه آوردند و نقش برنا‌مه‌ریز مالی را به او اعطا کردند.

در سال ۲۰۰۷ وودوارد مسئول عملیات تجاری و رسانه‌ای منچستریونایتد شد و با بستن قراردادهای سودآور با اسپانسرها توجهات را به خود جلب کرد. درآمد تجاری منچستریونایتد از ۴۸ میلیون پوند در سال ۲۰۰۵ به مبلغ ۱۱۷ میلیون پوند در سال ۲۰۱۲ رسید. در سال ۲۰۱۲ وودوارد به عنوان یکی از اعضای هیات مدیره منصوب شد و پس از خروج دیوید گیل در سال ۲۰۱۳ کار خود را به عنوان مدیر اجرایی باشگاه آغاز کرد.

عملکرد اد وودوارد به عنوان مدیر اجرایی منچستریونایتد

اولین نقل و انتقالات باشگاه برای وودوارد با ورود دیوید مویس اتفاق افتاد و او تنها توانست یک بازیکن (مروانه فلینی) را به خدمت بگیرد. نقل و انتقالاتی که فاجعه‌بار خوانده می‌شد، در زمستان با خرید خوان ماتا و شکستن رکورد باشگاه ادامه یافت اما باز هم برای موفقیت مویس کافی نبود. در نهایت دیوید مویس چهار بازی مانده به پایان فصل اخراج شد و این در حالی بود که یونایتد شانس گرفتن سهمیه اروپایی را داشت. اخراجی که به عقیده بسیاری تنها به خاطر عدم پرداخت غرامت کامل به مویس صورت گرفت؛ زیرا در صورت اخراج مویس در پایان فصل، باید ۴.۵ میلیون پوند دیگر به او پرداخت می‌شد.

پس از او لوئیس فن‌خال (یک مربی اصطلاحا تیم‌ساز) انتخاب شد و۱۸۰ میلیون پوند در دو سال برای او هزینه شد. فن‌خال توجه به بُعد اقتصادی منچستریونایتد را خطرناک خواند که می‌تواند موفقیت تیم را تحت تأثیر قرار دهد اما از طرفی خواستار هزینه بیشتر در نقل و انتقالات بود. در نهایت لوییس فن‌خال جای خود را به ژوزه مورینیو داد؛ کسی که اگرچه اختیارات کمتری در نقل و انتقالات داشت اما وودوارد برای او نیز هزینه‌های زیادی متحمل شد. انتقادات علنی مورینیو از بازیکنان و وودوارد (که او را bankman خطاب کرده بود)، هیزم آتش اختلافات را بیشتر کرد و در نهایت این سرمربی چند ماه پس از تمدید قراردادش، به علت کسب نتایج ضعیف برکنار شد.

حضور اوله گونار سولشر با منطق بیشتری همراه بود. او در ابتدا با یک قرارداد موقت و سپس دائمی انتخاب شد. در اولین نقل و انتقالات سولشر، با فروش لوکاکو هزینه خالص سنگینی انجام نشد. همچنین قرارداد بازیکنان زیادی تمدید شد و خروجی‌ها خیلی زود مشخص شدند. این همکاری همچنان ادامه دارد و باید اشاره کرد که در ساختار سازمانی باشگاه نیز تغییراتی ایجاد شده است. درن فلچر به عنوان مدیر فنی و جان مورتا به عنوان اولین مدیر ورزشی باشگاه انتخاب شدند.

نقد عملکرد اد وودوارد

اد وودوارد با آزمون و خطا تجربه بیشتری در کار خود کسب کرد (البته که تصمیمات تنها بر عهده شخص او نیست). وودوارد از نظر مالی یک نخبه تلقی می‌شود و از نظر فوتبالی، شخصی بی‌استعداد. عدم توانایی (یا خساست) در اولین پنجره و دست و دل بازی در پنجره‌های بعدی هر دو به ضرر تیم تمام شد. خریدهای پیاپی و افزایش دستمزدها آنچنان فشار رسانه‌ای ایجاد کرد که سرمربیان بزرگی چون فنخال و مورینیو توان تحمل آن را نداشتند. وودوارد البته در همین دوران افت باشگاه هم درآمد منچستریونایتد را افزایش داد اما سوال این است که اگر باشگاه موفقیت کسب می‌کرد درآمدی به این اندازه نداشت؟

می‌توان حق داد که عملکرد سرمربیان انتخاب شده، مطابق پیشبینی‌ها نبود اما همچنان وودوارد در تصمیم‌گیری‌ها مورد انتقاد است. او با تمدید قرارداد ژوزه مورینیو از او اعلام حمایت کرد اما در تابستان بزرگترین خواسته او (خرید یک مدافع میانی) را برآورده نکرد. جالب است که تابستان بعدی همان گزینه نقل و انتقالاتی (هری مگوایر) با شکستن رکورد، برای سولشر خریداری شد. خرید الکسیس سانچز، جدا از آن قرارداد ترکمنچای‌گونه، در حالی انجام شد که تیم دو وینگر چپ داشت اما وینگر راستی نداشت. وودوارد حدود ۷۰۰ میلیون پوند هزینه خالص کرد اما تیم تنها سه جام معتبر کسب کرد.

اد وودوارد معمولا در نقل و انتقالات عملکردی ضعیف داشت. قرارداد سانچز در نهایت فسخ شد و حتی گفته می‌شود به او پول هم پرداخت شده است. فروش اسمالینگ به جای ۲۰ میلیون یورو به ۱۵ میلیون به علاوه پاداش‌های غیرقابل دسترس تبدیل شد. دارمیان و روخو نیز با حداقل یک سال تأخیر و با قیمت کمی به فروش رسیدند. حتی در دو فصل اخیر (که گفته می‌شود وودوارد عملکرد بهتری داشته) تصمیمات عجیبی گرفته شده است. وودوارد در ژانویه ۲۰۲۰ در آخرین روز نقل و انتقالات تنها ۱۵ دقیقه به بورنموث فرصت داد تا تصمیم خود برای فروش جاشوا کینگ را اعلام کند! در تابستان وودوارد تا دو روز آخر وقت خود را برای جیدون سانچویی تلف که قطعاً نمی‌خواست برای او ۱۲۰ میلیون یورو بپردازد.

اد وودوارد چرا ماند؟ و چرا باید برود؟

همانطور که گفتیم سابقه همکاری وودوارد با باشگاه، ۱۶ ساله و به اندازه گلیزرها است. گلیزرها در سال ۲۰۰۵ تنها ۲۷۰ میلیون پوند برای خرید سهام هزینه کردند و با کمک وودوارد (و سایر مشاورین) ۷۹۰ میلیون پوند وام گرفتند و سود این وام را از درآمد باشگاه پرداخت کردند. این کار که بسیار خطرناک تلقی می‌شد در سال‌های اولیه، سر الکس فرگوسن را با محدودیت‌های زیادی مواجه کرد. اما در نهایت با نبوغ فرگوسن، تیم موفقیت کسب کرد و بدهی قابل کنترل شد. گفته می‌شود که گلیزرها حداقل ۱ میلیارد پوند از پول باشگاه را برداشت کرده‌اند: بخشی به عنوان سود سهام، بخشی به عنوان بازپرداخت سود وام و قسمت اعظم آن هم بدون هیچ دلیل خاصی و این در حالی است که باشگاه اکنون بدهی ۴۵۵ میلیون پوندی دارد (این یکی از همان دلایلی است که باعث اعتراض همیشگی هواداران به گلیزرها است).

اما سوپرلیگ اروپا بزرگترین آرزویی بود که گلیزرها می‌توانستند به آن برسند. درآمدی عظیم و یک شبه که البته در نهایت باعث شد جوئل گلیزر برای اولین بار به هواداران نامه بنویسد و عذرخواهی کند. در این بین بانک J.P Morgan هم برای حمایت از سوپرلیگ اعلام آمادگی کرد و این سوءضن نسبت به نقش مهم وودوارد را افزایش داد. البته منابعی هم از مخالفت وودوارد با سوپرلیگ گفته‌اند و اینکه او سپر انسانی گلیزرها شده است اما بهرحال وودوارد با وجود عدم موفقیت درون زمین، همیشه برای گلیزرها پولساز بوده است و آنها احساس رضایت می‌کردند.

اد وودوارد چه از قبل برای خروج از منچستر برنامه‌ریزی کرده باشد چه یکباره، حالا با ماجرای سوپرلیگ مورد انتقاد قرار می‌گیرد. انتقاد سریع فرگوسن، شاو، فرناندز و سایر بازیکنان از این طرح محبوبیت وودوارد را در بین بازیکنان و کارکنان باشگاه کمتر کرده است. وودوارد هچنین عضو اتحادیه اروپا بود که از سمتش استعفا کرد و نه تنها رابطه بدی با الکساندر چفرین (که او را یک مار خطاب کرده بود) دارد بلکه کرسی مدیریتی یونایتد را هم به راحتی از دست داد. در نهایت حمله هواداران به خانه وودوارد که چندی پیش هم دوباره تکرار شد، همگی دلایلی است که پایان کار وودوارد در منچستریونایتد را توجیه می‌کند.

بعد از وودوارد چه خواهد شد؟

از ریچارد آرنولد به عنوان گزینه اصلی گلیزرها برای پست مدیر اجرایی یاد می‌شود. آرنولد همانند وودوارد در دانشگاه بریستول درس خوانده و همانند او علی‌رغم تحصیل در رشته‌ای دیگر، در نهایت به یک حسابدار تبدیل شد. او در سال ۲۰۰۷ به عنوان مدیر بخش تجاری انتخاب شد و پس از اینکه وودوارد به سمت مدیر اجرایی رسید، به عنوان مدیرعامل باشگاه انتخاب شد. آرنولد در ایجاد جذابیت برند منچستریونایتد و امضای قرارداد ۶۰۰ میلیون دلاری با شورولت و ۱.۳ میلیارد دلاری با آدیداس، نقش مهمی داشته است. او در واقع اد وودوارد شماره دو است. آرنولد البته با ایجنت‌ها ارتباطی ندارد و علی‌رغم اینکه این وظایف بیشتر بر عهده جیمز مورتا خواهد بود، او نیز باید در این زمینه تجربه کسب کند.

ادوین ون‌درسار با اختلاف بهترین گزینه مد نظر هواداران محسوب می‌شود. او در آژاکس مدیرعامل است و پیش‌تر رهبر گروه بازاریابی و مدیر ورزشی این باشگاه بوده است. ون‌درسار چند روز پیش در مصاحبه‌ای اعلام کرد: «یونایتد به دنبال چه نوع مدیرعاملی است؟ من مدیرعامل مدنظر شما نیستم. من یک مدیر برای محیط ورزشی هستم. آژاکس بسیار ساختارمند است اما منچستریونایتد بسیار متفاوت، شما باید با مالکین زیادی در آنجا کار کنید. باید از خودم بپرسم آیا این کار مناسب من است یا خیر؟»

البته گلیزرها به افراد داخل باشگاه اعتماد بیشتری دارند و احتمال کمی وجود دارد که آن را به دست دیگران بسپارند. کلیف بتی (Cliff Baty) مدیر ارشد مالی باشگاه است که MEN نام او را به عنوان یک گزینه معرفی کرده است. اگر گلیزرها بخواهند در خارج از باشگاه به دنبال یک مدیر اجرایی باشند، پل باربر (Paul Barber) مدیر اجرایی برایتون که سابقه حضور در تاتنهام را هم دارد و همچنین مارتین سمنس (Martin Semmens) از ساوتهمپتون به عنوان مدیران نخبه شناخته می‌شوند.

۰

درباره ی فرشاد رضایی

مطلب پیشنهادی

بازیکنان آزادی که منچستریونایتد باید در تابستان به سراغشان برود

منچستریونایتد قصد انجام سرمایه گذاری سنگینی در این پنجره دارد اما چند انتقال میتواند به …

۲ دیدگاه

  1. وودوارد تو نقل و انتقالات فاجعه بود فنخال محرز و کانته و لواندوفسکی می خاست اما براش فالکائو دیپای و شواین اشتایگر خرید مورینیو مگوایر و دیلالا می خاست هیچکدوم نخرید اوله هم هالند و گریلیش سانچو و اوپامکانو می خاست به جاش پلیستری و دیالو و ایگالو خرید

    ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + هفده =