یونایتد فنز

بروزترین مرجع خبری منچستریونایتد در ایران

آنالیز تاکتیکی: نکات کلید بازی منچستر زیر نظر رانگنیک

یونایتدفنز- در بازی یکشنبه گذشته لیگ برتر که اولین بازی رالف رانگنیک به عنوان سرمربی موقت بود، منچستریونایتد موفق شد در اولدترافورد کریستال پالاس را شکست دهد. پس از اینکه مایکل کریک باشگاه را ترک کرد، مدیر ورزشی سابق لایپزیگ و لوکوموتیو مسکو حتی جلسات تمرینی کاملی را با تیم برگزار نکرد. وی فقط توانست جلساتی ویدیویی برای انتقال اصول اولیه مربیگری خود به بازیکنان برگزار کند. جالب اینجاست که شیاطین سرخ به اندازه کافی باهوش بودند تا برخی از مفاهیم کلیدی فلسفه او را اجرا کنند که در این بازی مشخص بود.

این تحلیل تاکتیکی، تجزیه و تحلیل دقیقی از عملکرد منچستریونایتد و آنچه در این بازی مشاهده شد، ارائه می دهد.

 

ترکیب دو تیم

 

رانگنیک مشخص بود که از تیم چه می خواهد، از این رو، با ترکیب 4-4-2 با چند گزینه جالب توجه بازی را آغاز کرد. زوج خط هافبک برگزیده او، فرد و اسکات مک تومینای بود که در آن روز زمانیکه توپ در اختیار پالاس بود عالی عمل کردند. در عین حال، چهار مهاجم انتخاب شده عبارت بودند از: جیدون سانچو، برونو فرناندز، مارکوس راشفورد و کریستیانو رونالدو و همچنین میسون گرینوود و دونی فندبیک که در ادامه از روی نیمکت به زمین آمدند.

 

در سمت مقابل پاتریک ویرا، اسطوره آرسنال، بازی را با سیستم 4-2-3-1 آغاز کرد که باسیستم 4-3-3 معمول او متفاوت بود؛ هرچند تاثیر چندانی نداشت، زیرا اصول بازی پالاس بدون تغییر بود. در ترکیب پالاس تنها دو تغییر در مقایسه با بازی قبلی انجام شد و ناتانائیل کلاین و کریستین بنتکه بجای اودسون ادواردز و جوئل وارد در ترکیب اصلی قرار داشتند.

 

زمان مالکیت حریف: 4-2-2-2

برای روشن شدن بیشتر تاکتیک های رانگنیک و نحوه عملکرد تیم در مقابل توپ، در این زمان 4-4-2 باید به عنوان 4-2-2-2 در نظر گرفته شود؛ چرا که سانچو و فرناندز به جای وینگر در پست 10 حضور داشتند. شکل‌های دفاعی نیز متفاوت بود؛ گاهی اوقات شبیه 4-2-4 و گاهی دیگر 4-2-3-1 به نظر می‌رسیدند، اما به وضوح اصول یکسان بود. پیشرفت دفاعی یونایتد را در این قسمت توضیح می دهیم.

 

 

ابتدا، در تصویر بالا شکل بلوک میانی یونایتد نشان داده شده است. نحوه قرارگیری 4-2-4 است زیرا مک تومینی، فرد و یا هر دو باید کمی عمیق تر بمانند تا پوشش دفاعی را فراهم کنند. هدف بسیار شفاف است؛ به هیچ وجه پالاس نباید از میان آنها یا بین آن دو در مرکز بازی کند. در این شرایط، پالاس شکل 4-3-3 را با اشغال فضای میانی زمین حفظ کرد، اما این مسئله باعث بهبود وضعیت دفاعی نشد زیرا یونایتد نیز 5 تا 6 بازیکن در مرکز داشت.

 

بازیکنان یونایتد باید به صورت متمرکز در مرکز میدان بمانند تا آن منطقه مسدود شده و حریفان مجبور شوند که به جناحین بروند. پاس عرضی/مورب شیوه ای برای رهایی از پرس است، که در این حالت بازیکنان پست 10 باید با حضور در نیم فاصله ها به صورت مورب -مانند سانچو در عکس بالا- این تاکتیک را خنثی کنند. در زیر بیشتر به شیوه پرس یونایتد خواهیم پرداخت.

 

 

یونایتد در زمان مالکیت حریف تهاجمی تر از قبل بود و این تاثیر بسیار خوب و خواسته رانگنیک بود. شاخص PPDA آنها 7.57 بود که کمترین میزان در تمام مسابقات از ماه سپتامبر است. خط اتصال -میان حمله و دفاع- یونایتد در این بازی بسیار بالا بود و هرگز اجازه ندادند پالاس به راحتی بازی کند. همانطور که در تصویر بالا نشان داده شده است، آنها معمولا به شکل 4-2-2-2 با دو بازیکن پست 6 و دو بازیکن پست 10 بازی میکردند. این بسیار مهم بود که سانچو و فرناندز باید به جای حضور در عرض زمین، برای کمک به هافبکها خود را به مرکز زمین نزدیک میکردند.

 

اولویت دفاع، بستن فضاهای داخلی بود تا هافبک های پالاس نتوانند به راحتی توپ دریافت کنند یا حتی پاس عمقی برای مهاجمان ارسال کنند. بنابراین، بازیکنان پست 10 قبل از حضور در عرض زمین برای پرس، میبایست بر نیم فضاها مسلط باشند یا هافبک ها را کاور کنند. اما زمانی که فرناندز برای پرس از مرکز خارج میشود، دیگر هافبک ها باید در اطراف هافبک های پالاس حضور داشته باشند. البته، مارک کردن بازیکنان حریف انعطاف پذیر بود و فرد به جفری شلاپ در بالا نزدیک‌تر بود، چون آنها در سمت توپ بودند، و مک‌تومینای می‌توانست کمی از کانر گلیگر فاصله بگیرد، زیرا بازیکن قرضی چلسی دورتر از توپ بود.

 

 

تیم رانگنیک از یارگیری نفر به نفر استفاده نمی کرد، بنابراین گاهی اوقات یک بازیکن را در پرس بالا رها می کردند. به عنوان مثال، در تصویر بالا کویاته از پالاس در شرایط 3 در مقابل 2 قرار دارد. تنها کاری که رشفورد انجام داد این بود که مطمئن شود او نمی تواند رو به جلو پاس دهد؛ بنابراین فرناندز می توانست پاس عرضی او را ببیند و به سمت دفاع راست حرکت کند. اما شیاطین سرخ علیرغم اینکه بازیکن پرتغالی جلوی پاس رو به جلوی کلاین را گرفت نتوانستند گردش توپ را متوقف کنند، زیرا پالاس با پاس به عقب به جیمز تامکینز توپ را حفظ کرد و یونایتد با توجه به موقعیت 3 در برابر 2 نتوانست به موقع، مدافع میانی را پرس کند.

 

یکبار دیگر می‌توانید تأثیر 4-2-2-2 و نحوه مختل کردن بازیسازی حریف از عقب زمین را ببینید. وقتی گلیگر از پست خود عقبتر می آید، نه مک تومینی و نه فرد دنبال او نرفتند، اما این وظیفه به سانچو که آنجا حضور داشت محول شد.

 

 

تفاوتی که در یونایتد ایجاد شده بود انجام مداوم این کار بود. این یک پاس رو به عقب برای تامکینز است، اما همچنین راهی برای فرار از پرس بود. فرناندز که شروع کننده عمل دفاعی است، باید تمام مسیر را برود تا بتواند تامکینز را پرس کند، سپس به دروازه بان برسد تا آنها را مجبور به بازی کند. در همین حال، می‌توانید ببینید که چطور کل تیم در انجام این کار همکاری می‌کنند. همانطور که توضیح داده شد، گزینه پاس برای هر دو هافبک پالاس باید بسته شود (کویاته و گلیگر)، بنابراین سانچو و رشفورد به شدت آنها را مارک می کردند و پالاس بازی را به وسط نمیبرد. برای اعمال فشار مداوم بر روی حریف، رونالدو آماده بود تا برود و پس از پاس عرضی ویسنته گوایتا، مدافع میانی چپ را پرس کند. در نهایت آنها توانستند توپ بلند را توسط هافبک های دفاعی گرفته و مالکیت توپ را مجدد بدست آورند.

 

 

رانگنیک تحت تأثیر بازیکنانش قرار گرفت زیرا برخی از آنها تصمیمات هوشمندانه ای در زمان پرس گرفتند. در این موقعیت متفاوت، شکل بازی 4-2-2-2 بود، اما شیوه پرس متفاوت بود و شیاطین خود را سازگار کرده بودند. در اینجا، زمانی که راشفورد به تامکینز فشار می آورد، کویاته را رها کرده و هافبک سابق وستهم یونایتد بین خطوط بود. از این رو، زاویه پرس فرناندز نمی تواند به مانند مثال قبلی باشد. در این مورد، او باید پاس عرضی کلاین را مسدود می کرد، بنابراین زاویه نزدیک شدن کمی مورب بود. باز هم، بازیکنان پست 6 در 4-2-2-2 پوشش می دادند، مثلاً فرد به شدت با شلوپ یارگیری کرده و مک تومینای هم به سمت مرکز حرکت می کند. در این شرایط، یونایتدها حریف را مجبور کردند که از جناحین بازی کنند زیرا همه گزینه های مرکزی مسدود شده بودند.

 

 

از آنجایی که یونایتد عملاً مرکز میدان را بلوکه کرده بود، شاگردان ویرا بیشتر از جناحین حرکت میکردند. این جایی بود که یونایتد اندکی مشکل داشت که با جلسات تمرینی و آشنایی بیشتر با تاکتیک‌ها بهبود می یابد. از این رو، ویرا به سه نفر جلوی خود دستور داد که بالا و عریض بمانند تا خط آخر منچستر را پین کرده و مدافعان کناری یونایتد نیز به شدت بالهای کناری در حال فرار را مارک میکردند.

 

معمولاً مشکل زمانی شروع میشد که مدافع کناری از پرس شماره 10 ها فرار می کرد پس در این هنگام شماره 10 باید چه واکنشی نشان دهند؟ به عنوان مثال، طارق میچل ویلفرید زاها را پیدا کرد و یک فرار از داخل انجام داد، سپس پرس یونایتد شکست زیرا زاها میتوانست گلیگر را پیدا کند یا میچل را آزاد کند. البته با توجه به اینکه فرد آماده پوشش آن فضا بود، به یک وضعیت فاجعه بار تبدیل نشد.

 

اینجا چند نکته وجود دارد که بازیکنان یونایتد باید در آن پیشرفت کنند. اگر مک تومینای گلیگر را رها کرده و به دنبال توپ است، باید از موقعیت 2 در برابر 1 به همراه دیوگو دالوت مقابل زاها استفاده کند، یا شماره 10 (فرناندز) باید پس از اولین پرس ناموفق، مدافع کناری را با شدت بیشتری پرس کند. به صورت انفرادی، دالوت باید توانایی خود را برای دفاع از فضاهای جلو یا مقابله با وینگرهای در حال فرار نیز بهبود بخشد. این نکته به طور بالقوه یک گزینه خوب برای یونایتد برای بازیابی مالکیت، در آینده خواهد بود.

 

 

این تصویر پس از دریافت توپ توسط میچل از زاها است که اهمیت پوشش فرد را به خوبی نشان میدهد. هافبک برزیلی برای به تأخیر انداختن و مسدود کردن گزینه سمت چپ میچل صبور بود، بنابراین حریف نتوانست به سمت ضعیف تر یونایتد (سمت راست) که دو بازیکن خودی در آنجا حضور داشت برود.

 

 

آنها در نیمه دوم موقعیت دیگری داشتند که از این نظر بهتر بود. وضعیت کمی متفاوت بود زیرا میچل در داخل بازی نکرد، اما می‌توانید ببینید که چگونه یونایتد آن را به 3 در مقابل 3 تبدیل کرد زیرا بازیکنان هدف مارک شده بودند؛ مثل مارک کردن مک‌تومینای روی گالاگر. در همین حال، دالوت روی زاها تهاجمی‌تر عمل کرد تا مجبور شود با یک لمس توپ پاس دهد و میسون گرینوود نیز برای بازیابی توپ در فضای زرد به عقب آمد؛ اتفاقی که در نیمه اول نیفتاد.

 

شیوه تهاجمی

از نظر تهاجمی، یونایتد خیلی روان نبود اما تحت نظر مربی جدید بیشتر سازماندهی شده بود. ما از موقعیت های 4-2-2-2 به عنوان مرجع برای توضیح نحوه عملکرد مفاهیم و حرکات بازیکنان در فاز تهاجمی استفاده می کنیم.

 

 

یونایتد با شکل 2-2 در مرکز، یک مدافع کناری لب خط در سمت توپ و مدافع کناری دیگر دورتر از توپ بازی کرد تا حداقل عرض را به دست آورد. آنها احتمالا قصد داشتند هافبک های پالاس را با حضور پست 6 ها در عمق دفاع، بالا بیاورند، اما مردان ویرا از فضاها در مرکز زمین دفاع می کردند، بنابراین فرد و مک تومینای فضای بیشتری برای مانور داشتند.

 

 

این ساختاری بود که می خواهیم در بازی تهاجمی یونایتد هایلایت کنیم. در 4-2-2-2، این اصول اساسی سیستم رانگنیک خواهد بود. مدافعان میانی او باید شجاع باشند تا توپ را به جلو ببرند و گزینه های بعدی برای آنها فراهم شود. مدافع کنار توپ باید در موقعیت بالاتری قرار گیرد تا گزینه رو به جلو/مورب را ارائه دهد و همچنین عرض بازی را بیشتر کند. در همین حال،شماره 10 ها (مثل سانچو) باید در نیم فضا بمانند تا نزدیکی خود با مهاجمان را حفظ کنند. بنابراین، نقش الکس تلس و سانچو هر دو این بود که مدافع کناری را بیرون بکشند و فضایی را پشت سر کلاین برای حرکت رشفورد ایجادکنند. رانگنیک می خواست از سرعت مهاجم انگلیسی برای بدست آوردن توپ استفاده کند. همچنین توجه داشته باشید که فرد نباید به عنوان یک گزینه مناسب برای پاس مگوایر در نظر گرفته شود، چرا که رانگنیک از پاس های عرضی در میانه میدان خوشش نمی آید. این چیزی است که بازیکنان باید زیر نظر مربی موقت خود را با آن تطبیق دهند.

 

با این حال، در حال حاضر نیز محدودیت هایی وجود دارد. از آنجا که مگوایر یک بازیکن راست‌پا است، به ندرت توانست رشفورد را مستقیماً صاحب توپ کند و پاس‌های او عمدتاً در جهت چرخیدن توپ بین بازیکنان بود. بنابراین، این توالی قابل پیش بینی بود که آنها ابتدا تلس را صاحب توپ می کنند و از تلس برای آزاد کردن رشفورد استفاده می کنند. احتمالا شیاطین سرخ به کمی پویایی بیشتری نیاز دارند.

 

 

اما این روش باز هم راه خوبی برای ایجاد موقعیت در یک سوم پایانی بود. وقتی رشفورد مخفیانه پشت سر کلاین قرار گرفت، توانست تامکینز را بیرون بکشد، بنابراین رونالدو در موقعیت 1 در برابر 1 مقابل دیگر مدافع میانی باقی میماند. در مثال بالا، رشفورد پاس پشت دفاع را دریافت کرد و رونالدو به سرعت وارد محوطه شش قدم شد، و شما می‌توانید ببینید که چطور شماره 10 (فرناندز) هوشمندانه در جهت معکوس حرکت کرد تا از شکاف بین مدافعین میانی استفاده کند.

 

 

یونایتد همچنین بیشتر از ارسال زودهنگام و بازی مستقیم در موقعیت‌های عمیق‌تر استفاده میکرد، مثل این صحنه که تلس رونالدو را به عنوان هدف پیدا کرد که این نشان دهنده فوتبال عمودی و سریع رانگنیک است. وقتی آنها با این سرعت جلو می روند، سرعت توپ همیشه از سرعت بازیکن بیشتر است و شماره 10 یونایتد می توانست در فضای جلوی خط آخر حریف برای شوت زدن کمین کند.

 

 

این نمودار شوتهای یونایتد است. شیاطین سرخ 19 شوت داشتند اما تنها 16 درصد از آنها در چارچوب بود. xG تولید شده 1.43 بود، آنها مستحق بیش از یک گل بودند، اما از نظر ایجاد شانس هم جا برای بهتر شدن وجود دارد. آنها می توانستند برای دریافت شانس های بهتر، بیشتر وارد محوطه شش قدم شوند.

 

نتیجه گیری

یونایتد شایسته این پیروزی بود زیرا که آنها شوت های بیشتر، مالکیت توپ و شدت بهتری نسبت به شاگردان ویرا داشتند. نتیجه خوب بود، اما همانطور که توضیح دادیم، جزئیات زیادی وجود دارد که شیاطین سرخ اگر میخواهند به یک تیم باثبات برای به چالش کشیدن سه تیم برتر تبدیل شوند، باید آنها را بهبود بخشند. پالاس محک جدی برای منچستر نبود، بنابراین احتمالاً در آینده شاهد چالش های بیشتری برای یونایتد خواهیم بود؛ اگرچه رانگنیک نباید خیلی نگران این وضعیت باشد زیرا این تیم بسیار مستعد است.

 

منبع: totalfootballanalysis.com

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
0 0 رای ها
Article Rating
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x